2010/04/09
















پدرم خط خوبی داشت ... 
همیشه یه جاهایی که فقط مادرم باهاش سر و کار داشت براش اشعار
عاشقانه مینوشت ...
اسفند ماه ۷۷ مادر در بستر بیماری بود ...
با برادرم تصمیم گرفتیم خونه تکونی سال جدید رو خودمون انجام بدیم
 تا مادر از اینکه در بستر بیماریه و امسال نمی تونه خونه تکونی کنه
 ناراحت و غمگین نباشه.
میدونید چی دیدیم ؟

وقتی روبالشتی رو درآوردیم تا بشوریم ،دیدیم رو بالشت مادر ،مثل
همیشه خوش خط و زیبا نوشته شده :
      " تو را برای همه لحظه هایی که هم بسترم بودی دوست میدارم "
شاید ... شاید بخاطر این بود که مادر عاشق پدر بود. 

+ نوشته مال مردی از جنس باران - کلبه ی بارانی من
+ وسواس شدیدی برای انتخاب عکس متن ها دارم. این
از اون عکس هاست که کاملا بهش مطمئن هستم. دنیای
 آرامش بخش کارتونی من!
+ میخواستم چیز دیگه ای آپ کنم ولی دیدم خیلی شخصیه
درمورد یه آدمی که دوسش دارم نمی نویسم که بعد هم بحث
نکنیم.

2010/03/14

با اینا زمستون رو سر کردم!؟ و اینک آخر البهار




اگه این گوشی ام رو بفروشم
هم می تونم برات اون گوشیه
که دوس داری رو بخرم!
هم واسه خودم این گوشی
ساده تری که دوس دارم
رو بخرم: 








بعد من امیلی رو می برم اسب سواری





بعد ناهار از این ها درست کن:
بلد نیستی اینجا نوشته!





 تو هم می اومدی شنا می کردیم بد نبود ها!











  



حیف نیست طبیعت شمال؟












عطرم رو هم بیار که باید بازم بگیرم.
اون نه! این جدیده که عادت کردم بهش!





 

حالا که داری میای!

مغز حروم یادت نره!




+ خواستی های امسال من! چرا اینطوری نگاه میکنین؟
+ کم کم فکر میکنم برای زبان فارسی هیچ سیستم وبلاگ خوبی نیست!
+ مغز حروم چیه؟!؟ شاه دونه که من به سبک خاص خودم میخورم.
معتاد شدم. بهش.
+رو عکس ها هم کلیک کنید کار در میاد!

2010/03/09

نوروز! نوک پیکان فراغت

به کیوان میگفتم...
یادته سه سال پیش 6 تایی با ماشین منوچ رفتیم کاشون؟
یادته چقدر بی خرج بودیم؟
جواب داد...
آره با یه دس ورق و یکی دو تا دلستر از صبح تا شب سرگرم بودیم.
دیشب فکر کردم...
بابا ما همون پیکان مون رو میخوایم که همگی با هم می رفتیم شمال
6 نفر تو یه ماشین. چقد خوش میگذشت.
الان 10 برابر بیشتر خرج میکنیم ولی غم زده ایم.



+ عید داره میاد!از طرف من ماهی قرمزاتون رو ببوسین!  شمال ما داری میایم.
+ خیلی ضایع اس که بعنوان یک پسر ترقه نزدم تا حالا؟ البته عوضش
6 سالگی خونمون رو آتیش زدم.

2010/02/28

که به تلبيس و حيل ديو مسلمان نشود

راستش یه حقیقت اینه که من وقتی که پای رقصیدن پیش میاد من چوب حضرت نوح هستم.
و این چند کلمه برای من حکم اسم اعظم رو داره.
Doctor Jones 
 
Roses Are Red  

My Oh My 

اینا شما رویاد چی می اندازند؟ 
1   2 این عکس ها چی؟





صدای معصومانه ی این دختر و کلیپ های کودکانه و از همه مهم تر صادقانه ی این گروه
من یکی رو که خیلی خوشحال میکنه. و خیلی آدم خوشبختی هستم که نوجوانی من با این
گروه دم خور بوده و این آهنگ ها هر چند قدیمی من رو سر ذوق میاره.


گروه اسکاندیناویایی Aqua   با هنرمندی : 
لنی * رنه * سورن * کلاوس

Come on Barbie, let's go party!
(Ah-ah-ah-yeah)
Come on Barbie, let's go party!
uu-oooh-u



در سفر اخیرم ضبط ماشین کاست خور بود. یکی از دوستان

چند کاست مکسل سبز آورد که قدیمی بود!
چه لذتی داشت کار های دهه 90 ای!!!



+ چقدر ما جهان سومی هستیم نه؟!
+ حول حولی نوشتم.

2010/02/16

آخرش مهمه!


اصولا همه چیز باید پایان خوشی داشته باشه.
من اگه بدونم یه کتاب یا فیلم آخرش بد تموم میشه نمی بینم.
بد تموم شدن رو هم میشه از نظر کیفیت ساخت و نوشت بررسی کرد که واضحه...
هم میشه بد بخت شدن و بیچاره شدن همه ی آرزو ها و آرمان های ارزش داده شده
در داستان گفت.
این دومی که خیلی هم جمله بندیش خفن شد. خیلی مهمه قهرمان داستان باید به آرمانش
برسه!!! حالا خودش هم ترکید مهم نیست. آرزو هاش مهم اند.


خلاصه بگم:











فیلم خوب، کتاب خوب چی دارید؟؟؟؟

آخرش خوب تموم شه ها!

+ دارن میان تو دیگه! می بینم اون روزی که عکس های خونوادگیم تو کامپیوتر هم فیلتر شدن.
+ زمستون هم زمستون های قدیم. چقدر آخه یه فصل می تونه بی عرضه باشه?
+ دوستان محبت دارن کامنت ها رو چندبار پشت هم میدن که من کامنت دونیم پرشه و خوشحال
شم. دست شما درد نکنه! من این وبلاگ رو به دندون گرفتم و بزرگ کردم.

2010/02/09

آزادی

 
شما کدوم بازیگر رو میشناسید که:
برای فهم و نشان دادن درد شدید دندانش رو بدون بی حسی بکشه؟
برای فهم و نشان دادن مفهموم چندش؛ یه سوسک رو زنده بجوه؟
عموش فرانسیس فورد کاپولا (خالق گاد فادر) باشه ولی نخواد 
از شهرت عموش استفاده کنه و اسمش رو عوض کنه؟

بازیگر مورد علاقه تون کیه؟

+در مورد خانم ها نمی دونم چی باعث میشه بجز  Kate Winslet سراغ کس دیگه ای نرم.
شاید مریل استریپ بزرگ ترین باشه اما خاطره ای که کیت و تایتانیک گذاشته یادم نمیره.
خاطره ی حمل فیلم تایتانیک به مدرسه؛ استرس رفتن تا مرز کشف! و در نهایت ندیدن کامل این
فیلم تا کنون.

+دوستم رو سر این جریانات گرفتن. چند ماه پیش و آزاد شد چند روز بعد.
بی هدف چندیدن کلانتری رو گشتم. می گفت تنها خوشیم بعد خانواده شما دوستانم بودید.
آزادی همین حد هم شکرانه داره.

+ با مخمل خانوم چند وقتیست مث خواهر و برادر شدیم. این وضعیه!

+ملت در مورد خارش کف پاشون می نویسن 150 تا کامنت میذارن.
بخدا فحش میدادیم یکی جوابمون رو میداد!

2010/02/03

وای برمن!

خسته ام.
من که از اینا نمره ام بیشتر بود؟
آقای م من صلاح دونستم شما یکبار دیگه این درس رو بگذرونی.


برای بار دوم یکی از درس های سازه ایم رو افتادم. در حالی که هر دوبار نمره ام از 12 هم بیشتر بود.


دیشب 100ومین آمپولم رو زدم.
یک ساله که دارم با MS زندگی میکنم. تموم سرنگ های خالیم رو نگه داشتم.
هیچ خللی در روحیه ام وارد نشده. زندگی بهتری دارم.
امروز بعد از فشار عصبی ای که این استاد عوضی بهم وارد کرد تصمیم گرفتم
این آهنگ رو (همین که این زیره) برای شب عروسیم بذارم.

+نمی دونم کدوم شخصیت تو کدوم فیلم بود که چون عاشق هر کس میشد. طرف میمرد.
سلینجر هم مرد... هی مرد! تازه داشتم عاشقت میشدم. بی جنبه ای ها!
هرچند خودت دوس نداشتی کسی سراغت بیاد. تو هم برو به لیست
اونایی که باید بعد مرگ برم سراغشون.

2010/01/31

کوره راه تنهایی


امروز دوستم رو ناراحت کردم.
میخواستم بزنم تو گوش خودم. غرور نداشتم. ولی خیلی سخت بود.
ما ایرانی ها (شایدم ما زمینی ها) وقتی از کسی تعریف میکنیم تو جمع؛ همه با هم تایید میکنن و طرف رو تا مرز خدایی بالا می بریم. و برعکس وقتی کسی قرار باشه تو جمع ازش انتقاد بشه. دیگه چیزی ازش نمی مونه!
مصی جان ببخشید.


+ این آهنگ الان بهترین حس رو میده به آدم:
Sorry Seems To Be The Hardest Word
یکی از کار های قوی Elton john آهنگ ساز ملکه ی انگلستان

+احساس میکنم دارم یه راهی رو غلط میرم. اعتقاد دارم خدا مجازات نمیکنه بلکه مانع میذاره که به بیراهه نری.
موانع زیاد شدن.
خدایا کمکم کن!

2010/01/20

ببینید. بشنوید.

گاهی یه سری فیلم هستند که نمی دونی موسیقیش قشنگ تره یا خودش
دیروز جایی یه لیست از این فیلم ها دیدم. ولی خوشم نیومد. 
این لیست از نظرمن خیلی نقص داره ولی حداقل کمی احساساتم رو آروم میکنه





موسیقی دلهره داره. من پوریا وقتی کلاس دیرمون شده میذاریمش.

بهم نگاه میکنیم و با هم میگیم: "هاع! هاع!  هایییی!" و پدال گاز فشرده میشه
البته ریمیکس زیبایی از pump it  رو گوش میدیم که واقعا عالی از آب در اومده.  



 کسی نیست که این شاهکار وسترن رو ندیده باشه.
تمام کودکی من و هفت تیر کشی و گذاشتن یه تکه کاه گوشه ی لبم. 
به ادای کیلینت ایستوود رو در آوردن؛ خلاصه میشه.  "بخاطر یک مشت دلار"
و "خوب بد زشت". انریکو موریکونه با آهنگی که برای این فیلم ساخت جاودان شد.
بی خود نیست که بهش میگن موزارت موسیقی متن. 



مث پالپ فیکشن این فیلم هم از کارای تارانتینوست که باز هم وسواس
این کارگردان برای موسیقی فیلم کاری کرد که نیمی از موبایل های دنیا

با این موسیقی به صدا در بیان. و سوت زدن مد بشه.



 اگر پدر خوانده پدر خوانده تمام فیلم ها شده
آهنگ های نینو روتا بهش این عمق رو داده.
البته من با اوپرا-تئاتر قسمت سوم این فیلم هم 
زندگی ها کردم.



کسی که این فیلم رو تنهایی و با صدای خوب نگاه کرده
می دونه وقتی لشکر های سفید و سیاه حرکت میکنن
تمام وجود آدم رو به هیجان در میارن و انقلابی سخت 
در دل آدم در میگیره. هاوارد شور برای ارباب حلقه ها
یک کارگردانی مجزایی در موسیقی کرد.



شاید گلادیاتور از نظر موسیقی زیاد با رقباش فاصله داشته باشه
ولی صحنه ای که راسل کرو به پاهای آویزون زنش که دار زده شده
نگاه میکنه... تمام غم عالم رو دلم سنگینی میکنه و این سکانس
یکی از فراموش نشدنی های سینماس. و این موسیقی متنش ه که
این سکانس رو کامل کرده.



پرتقال کوکی. اثر استنلی کوبریک. یکی از خوش ساخت ترین
فیلم های اجتماعی دنیاست. موسیقی متن بجایی که داره احساسات
آدم رو جهت میده.



این فیلم تنها مشخصه ای که داره. بازیگری داره که پدرم خیلی 
دوسش داره.  اگر آهنگ Chi mai
نشنیده از دنیا برید فکر کنم خداوند  شما رو مجازات کنه.




بعیده کسی آهنگ shape of my heart رو که sting
واسه این فیلم ساخته نشنیده باشد. همین رو بگم که بعد
از ساخت آهنگ کارگردان پایان فیلم رو عوض کرد.

10-  Harry Potter and the Sorcerer's Stone


  شاید بگید این دیگه چی بود. من خودم از این سری فیلم خوشم نمیاد.
بجز 3 تا اول بقیه رو ندیدم. ولی آهنگ بسیار شنیدنی ای داره.
دوباره گوش بدید..!!

 
+اسم فیلم ها رو آوردم که راحت تر بتونید آهنگ ها یا خود فیلم رو پیدا کنید.
اگر کسی این ها رو ندیده باشه از نظر من فیلم ندیده هرچند کلی فیلم دیگه هم هست
که باید ببینم و ببینیم.

+آب ریخت رو کیبورد لپ تاپ و دیگه روشن نشد.
بردم گارانتی ... نگو آداپتورش خراب شده بود و دیگه شارژش نمی کرد.
چرا باید این دو حادثه همزمان اتفاق می افتاد؟ 

2010/01/15

گاهی یه دل خوش کن تو زندگی باید باشه که آدم بهش معتاد شه و فارغ از همه ی جریانات این دنیای واررونه بشه!
یکی ماهی نگه میداره یکی سکه و تمبر جمع میکنه.
منم یه مدت پازل میساختم اما الان شهر میسازم. یه جورایی بازیه... ولی برای من همونی شده که باید باشه.
امروز یکی از شهرهام رو بعد از رنج 4 ماهه به مرحله ی خاصی رسوندم.
توی مدت 4 ساعتی که داشت به اون مرحله می رسید. خودم رو پشت درب اتاق زایمان همسر نداشته ام تصور کردم.
استرس احمقانه ای داشتم (این رو هم بگم که هیچ اتفاقی بجز موفقیت قرار نبود بیوفته).

گاهی ما مرد ها  دل نازک تر از همه ی زن های عالمیم.



+ اینجا رو ببینید. واقعا که چه خطراتی در کمین ما هستن!