2010/10/06

پزشکی اومانیسم یا خداپرستی؟

باید زود تر از این ها می اومدم.
در هر حال از علاقه ذاتی من به بچه که بگذریم
بیماری بچه های کوچیک برام بسیار ناراحت کننده است.
در این پست ویدئویی آوردم که هر جور شده ببینیدش 50 ثانیه بیشتر
نیست و من اشک از چشمام نا خود آگاه اومد. و واقعا صحنه ی امید
-وار کننده ایه!

این ویدئو

توضیح لینک:
این بچه ی 8 ماهه ناشنوا بدنیا اومده و دکتر ها با یه عمل جراحی و
گذاشتن گوشی خاصی تونستن کاری کنن که فعلا بشنوه.
اولین چیزی که بچه می شنوه صدای مادرشه که بهش سلام میکنه
واکنش بچه رو ببینید...

2010/08/19

زمانی چند بر وبلاگ ما گذشت و ما بلاخره به ترکیب کودکی مان رسیدیم.
 چقد خوبه چند روزیه که تو خونه ام و ریلکس کردم آرامش محض!
تلویزیون مان هم سوخت و دیگه شب ها با کتاب و روزنامه و حرف زندگی میکنیم.
بد نیست تجربه کنید.

2010/07/31

1000 روز گذشت

 و بیش از این ناشناخته نماند قیصر 

  • او که می توانست به آسانی از جایزه وسوسه کننده کتاب سال بگذرد تا مبادا سیاستی سخت گیرانه را تایید کرده باشد ، او که عمری سربلند زندگی کرد تا مستقل و یگانه بماند و او که هرگز شعرش را به نام و نان و مقام نفروخت ، شایسته مراسمی از جنس خودش بود با حضور آدم هایی از جنس خودش و حرف هایی از جنس حرف های خود او.






  •  پای همین تخته سیاه می‌ایستاد.طنز می‌گفت.شعر می‌خواند‌. درس می‌داد و اسم‌های ممنوعه‌ای مثل شاملو و فروغ و هدایت را بر زبان می‌آورد.آخر کلاس شعرهایم را می بردم برایش تا بخواند و گاه داستان‌هایی کوتاه.با حوصله می‌خواند و بدون ‌تبختر اکثر استادان ادبیات گپ می‌زد و توضیح می‌داد.گاهی حتی به نرمی در کار آدم دست می‌برد و خیلی بهترش می‌کرد.حالا همه اینها هم در هاله‌ای دلپذیر از دود سیگار معروفش به یادم می‌آید.این را قبلا هم گفته‌ام راستش اصلا علاقه من به سیگار از همان‌جا شروع شد.

  • زیر آن هیکل تنومند دلی بود که زود ابری می‌شد و امیدوار بود. یادم هست سال هفتاد و شش سر برنده‌ی انتخابات با هم شرط بستیم. قیصر برد و من یک جلد کتاب "انسان طاغی" باختم! بعدها که دوباره پیداش کردم داشتم پیام تلفنی می‌گذاشتم که گفت:"الو الو الو الو صبر کن. تا این گوشی را پیدا کنیم طول می‌کشد." بعد گفت که دارد برای عمل پیوند کلیه می‌رود. گفتم خوب می‌شود. گفت: خاطره نشیم! و حالا قیصر خاطره شده. خاطره ی نشستن روی سکوهای سنگی داخل دانشکده و سیگار کشیدن. 


+ نوشته ها از:

+ مراسم با شکوه آشتی کنان من و آرایشگر محل؛ بزودی برگذار می گردد.

2010/07/21

و هنوز چیزی به زندگی ادامه می دهد!

خدمت شما عرض کن که... کی گفته ؟!؟

من خیلی هم هستم. بزودی در محافل حضور به عمل خواهم رسانید.

پیشنهادات زیادی برای تابستان خود را چگونه بگذرانیم به شرح زیر دارم:

- نقاشی یک مهد کودک خیریه در میدان ارتش (نزدیک فرمانیه)
- حضور در غرفه ی یک شرکت خفن در نمایشگاه صنعت ساختمان در مرداد بعنوان مشاور
-کار در شرکت فوق بعنوان طراح نما های بتن رنگی (خارجیه... خوشم میاد)
- سفر به قلب هندوستان شامل (فیل سواری در جنگل؛ و دیدار از ساخته ی مرحومه تاج محل)


خلاصه خیلی فعال تابستان را از مرداد آغاز خواهیم کرد.

+ دوستان گرامی! شخصا طی تماس خدمت تک تک شما خواهم رسید
فکر نکنید من از اون بی معرفت هاشم.
+ نزدیک بود چند روز پیش تمام 600 کانتکت موبایلم رو از دست بدم. لحظات تلخی بود.

2010/06/30

چرا یه باربارا استریسند نداریم که

Life is a moment to space
When the dream is gone
it's a lonelier place

I kiss the morning goodbye
But down inside, you know we never know why
The road is narrow and long
When eyes meet eyes and the feeling is strong
I turn away from the wall,
I stumble and fall, but I give you it all

Chrous:
I am a woman in love
And I'd do anything to get you into my world and hold you within
It's a right, I defend, over and over again
What do I do?

With you eternally mine
In love there is no measure of time
We planned it all at the start
That you and I live in each other's heart
We may be oceans away
You feel my love, I hear what you say.
No truth is ever a lie,
I stumble and fall, but I give you it all.

(Chrorus)

Ooooh Yes I am a woman in love and I'm talking to you,
You know I know how you feel, what a woman can do.
It's a right, I defend, over and over again.
What do I do.
I'm a woman in love
And I'll do anything to get you into my world
And hold you within
It's a right I defend ....
و یه مایکل بولتونی که در جواب

When a man loves a woman
Can't keep his mind on nothing else
He'll trade the world
For the good thing he's found
If she's bad he can't see it
She can do no wrong
Turn his back on his best friend
If he put her down

When a man loves a woman
Spend his very last dime
Tryin' to hold on to what he needs
He'd give up all his comfort
Sleep out in the rain
If she said that's the way it ought to be

Well, this man loves a woman
I gave you everything I had
Tryin' to hold on to your precious love
Baby, please don't treat me bad

When a man loves a woman
Down deep in his soul
She can bring him such misery
If she plays him for a fool
He's the last one to know
Lovin' eyes can't ever see

When a man loves a woman
He can do no wrong
He can never own some other girl
Yes when a man loves a woman
I know exactly how he feels
'Cause baby, baby, baby, you're my world

When a man loves a woman.....

+ اگه کسی قرار شد زندگی من رو بازی کنه حتما اندی گارسیا باشه!!


2010/06/12

1000 بهونه داری!


بچه تر که بودم این بودم! موهام همین رنگی بودا...
این آقا گابریل باتیستوتاست! یه بازیکن فوتباله! خیلی دوستش میداریم. یادمه یه آرشیو
1000 عکسی ازش داشتم. اون موقع هزار تا خیلی بود. اونم با دایل آپ !!!
به نظرم بحث تکنیکی فوتبال در این وبلاگ با شما خوانندگان محترم بی فایده است
اما حالم از طرفداران ایتالیا بهم میخوره.
طرفداری از ایتالیا مث این می مونه که باز هم مث بچگیت بگی میخوام خلبان بشم.

+ وقتی قبل بازی نری دستشویی باید 45 دقیقه با استرس مضاعف فوتبال ببینی!

+ رفیقم میگفت وقتی ماهواره شون شکیرا پخش میکنه باباش رو سر تلویزیون شاباش می ریزه
میگن یه آهنگ جدید برای جام جهانی داده ...؟!

+ این آقا رو فکر نکنید چون خوش تیپ دوستش میداریم.
بیش از 400 گل زده و بهترین گلزن آرژانتینه حتی از مارادونا بهتر

2010/06/09

همه هماهنگ ها!

با سلام
از اینکه ببخشید دیر به دیر نامه می دهم.
وقتی بیایم همه را برایتان توضیح میدهم. غم دوری شما بی تابم کرده
خواب دیدم برای نجات یک دیپلمات در یک جنگ خیابانی وحشتناک
شرکت کرده ام مرد را بی جان یافتم و بردوش تا جای امنی حمل کردم.
تو هنوز خواب آشفته می بینی؟
چقدر حرف داریم . باید همه را همان شب اول برایت بگویم آنقدر حرف
بزنم که خوابم ببرد.
امیدوارم به زودی شما را ببینم.
سلام مرا به همه برسان
خدا نگه دار

+ خسته شدم از بس اخبار سیاسی به گوشم رسید.
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید

+ تعمیرکولر ماشین از اون چیزاییه که نباید پشت گوش انداخت
البته اگه به بدشانسی من هستید.

2010/05/20

مارکو بر میگردد.

این چند وقت که نبودم سفر بسیار کردم و پخته شدم.
از شیراز که 4 روز بودم ... دماوند 2 روز کاشان 4 روز
و مشهد 3 روز!
از بابت خبر ندادن از همه عذر میخوام و ایشالا از این به بعد
مرتب خواهم بود.

+سه سال پیش با خودم گفتم از این پس هیچ پیشنهاد سفری رو
رد نمیکنم. کارم به جایی رسید که در آرایشگاه فرود گاه مشهد
موهای بلند شده ام رو کوتاه کردم. شاید از خودم تعریف باشه
ولی بس که خوش سفرم.

2010/04/16

اسب آسمان


من اسب ساده بودم و آن شب اگر نبود
شلاق  هیچ  کس  به  تنم  کارگر  نبود
هیزم کش خدای خودم بودم و کسی
از درد مانده روی دلم با خبر نبود
من بودم و عروس نجیبی که بخت من
از یال های مشکی او تیره تر نبود
دلتنگ در طویله چه شب ها کنار هم
جز مادیان و من بخدا! یک نفر نبود.
دهقان پیر ما اگر او را نمی فروخت
دردم ازین که هست دگر بیشتر نبود
من شیهه می زدم که نرو! او خودش نرفت
شلاق بود و جاده و از او اثر نبود
بعدش فرار کردم و با من ولی کسی
در دشت ها و مزرعه ها همسفر نبود
آن شب اگر نبود و نمی بردنش به زور
این اسب دلسپرده چنین شعله ور نبود.

+شعر از فریبرز نظری

+چند وقتیست در غزل معاصر غرق شدم. خیلی بنظرم جذاب
تر از باقی سبک ها در دوران های گذشته میاد. امروز علی
اکبر یاغی تبار می خواندم که مث اسمش عجیبه ... اینجا
+ تولد مخمل خانوم رو در پیش داریم چه بخرم؟!
+ یه سایت خبری مونده بود که اونم فیلتر نکردن! از بیخ کندن!

2010/04/09
















پدرم خط خوبی داشت ... 
همیشه یه جاهایی که فقط مادرم باهاش سر و کار داشت براش اشعار
عاشقانه مینوشت ...
اسفند ماه ۷۷ مادر در بستر بیماری بود ...
با برادرم تصمیم گرفتیم خونه تکونی سال جدید رو خودمون انجام بدیم
 تا مادر از اینکه در بستر بیماریه و امسال نمی تونه خونه تکونی کنه
 ناراحت و غمگین نباشه.
میدونید چی دیدیم ؟

وقتی روبالشتی رو درآوردیم تا بشوریم ،دیدیم رو بالشت مادر ،مثل
همیشه خوش خط و زیبا نوشته شده :
      " تو را برای همه لحظه هایی که هم بسترم بودی دوست میدارم "
شاید ... شاید بخاطر این بود که مادر عاشق پدر بود. 

+ نوشته مال مردی از جنس باران - کلبه ی بارانی من
+ وسواس شدیدی برای انتخاب عکس متن ها دارم. این
از اون عکس هاست که کاملا بهش مطمئن هستم. دنیای
 آرامش بخش کارتونی من!
+ میخواستم چیز دیگه ای آپ کنم ولی دیدم خیلی شخصیه
درمورد یه آدمی که دوسش دارم نمی نویسم که بعد هم بحث
نکنیم.